تبليغاتX
8000 شهید

8000 شهید

عملیات مرصاد

در حالی كه عراق با بازپس گیری اغلب مناطقی كه طی سال های گذشته از دست داده بود. می رفت تا با اقدامات بعدی صحنه نبرد را بیش از پیش به نفع خود تغییر دهد. پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل از سوی ایران در تارخ 27/4/1367 – موجب گردید ارتش عراق در اقدامی شتاب زده، منطقه خوزستان را بار دیگر مورد هجوم گسترده قرار داده و تا جاده اهواز – خرمشهر پیشروی كند و خرمشهر را نیز در معرض تهدید قرار دهد. این تهاجم عراق – كه دو بار دیگر نیز تكرار شد – با مقاومت شدید سپاهیان اسلامی خنثی و ارتش عراق تا مرز، عقب رانده شد. به این ترتیب، دشمن در حالی كه از تصرف خوزستان ناامید شده بود، تهاجم دیگری را در تاریخ 3/5/1367 از طریق مركز كرمانشاه و با به كارگیری نیروهای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) آغاز نموده و در حالی كه اغلب یگان های ایران در جبهه جنوب مستقر بودند، تا تنگه چهار زبر(بین اسلام آباد و كرمانشاه) پیشروی كرد. در پی حركت دشمن، قوای خودی به سرعت وارد عمل شده و با انجام عملیات موسوم به «مرصاد» به مقابله با منافقین برخواستند.

هدف

انهدام عناصر ضد انقلاب (منافقین)

استعداد دشمن

منافقین، حدود 30 تیپ رزمی جهت تهاجم خود به خاك ایران تشكیل داده بودند. هر تیپ 170 نفر نیروی رزمی (20 زن و 150 مرد) در اختیار داشت كه به همراه نیروهای پشتیبانی به 280 نفر می رسید و دارای دو گردان پیاده، یك گردان تانك، یك گردان ادوات و یك گردان اركان و پشتیبانی رزم بود. تعداد كل نیروی رزمنده حدود 5200 نفر و نیروی در صحنه به حدود 7000 نفر می رسید.

تجهیزات منافقین نیز عبارت بود از :

120 تانك سبك كاسكا و پل برزیلی، 40 نفربرPMP، 30 توپ 122 میلی متری، حدود 240 خمپاره ، 1000 آرپی جی هفت، 700 تیربار، 20 توپ 106 میلی متری، 60 مسلسل دوشكا و حدود 1000 خودرو.

سازمان رزم خودی:

قرارگاه مركزی خاتم الانبیاء (ص)

قرارگاه نجف

لشگر 6 پاسداران به استعداد 7 گردان

لشگر 32 انصار الحسین(ع) به استعداد 7 گردان

لشگر 57 اباالفضل(ع) به استعداد 2 گردان

لشگر 155 ویژه شهدا به استعداد 3 گردان

لشگر 9 بدر به استعداد 6 گردان

تیپ مستقل 12 قائم(عج) به استعداد 3 گردان

تیپ مستقل 75 ظفر به استعداد 1 گردان

تیپ مستقل 66 ولی امر(عج) به استعداد 3 گردان

تیپ مستقل 36 انصار المهدی به استعداد 3 گردان

معاونت فرهنگی قرارگاه نجف به استعداد 1 گردان

كمیته انقلاب اسلامی به استعداد 2 گردان

قرارگاه مقدم نیروی زمینی سپاه

لشگر 27 محمد رسول الله(ص) به استعداد 4 گردان

لشگر 17 علی ابن ابیطالب(ع) به استعداد 1 گردان

لشگر 33 المهدی(عج) به استعداد 1 گردان

لشگر 71 روح الله  به استعداد 3 گردان

سپاه ناحیه لرستان به استعداد 2 گردان

قرارگاه سپاه هشتم

لشگر 5 نصر به استعداد 2 گردان

تیپ مستقل 29 نبی اكرم (ص) به استعداد 4 گردان

تیپ مستقل 59 مسلم بن عقیل به استعداد 1 گردان

قرارگاه رمضان به استعداد 1 گردان

نیروهای كرند و اسلام آباد به استعداد 1 گردان

عناصری از لشگر 21 امام رضا(ع) و ارتش

شرح عملیات

پذیرش قطع نامه 598، از سوی ایران، عراق را در بن بست سیاسی و نظامی قرار داد، و بر گروه ها و عناصر «اپوزیسیون» نیز شوك شدیدی وارد ساخت. در این میان، منافقین تنها گروهی كه همه حیثیت و هستی خود را در گرو جنگ نهاده بودند، برای خروج از بن بست، توطئه ای كه ماموریت اجرای آن را به عهده داشتند را به مرحله اجرا در آوردند.

آنان در تحلیل های دورن گروهی خویش، امكان قبول آتش بس از سوی ایران را ناممكن دانسته و باور داشتند كه جمهوری اسلامی زمانی قطع نامه را می پذیرد كه از جنبه های سیاسی، نظامی و اقتصادی به بن بست كامل رسیده باشد و تحت چنین شرایطی سقوط حتمی، و قدرت به سازمان منتقل خواهد شد. بنابراین فرصت پیش آمده را زمان مناسبی دانسته و علی رغم آن كه طرح حمله به ایران برای سالگرد جنگ تدارك دیده شده بود، زمان آن دو ماه به جلو انداخته شد. عراق به حمایت و پشتیبانی تسلیحاتی و هوایی از منافقین، نیروهای خود را از انجام دخالت مستقیم در ورود به عمق خاك ایران برحذر داشت و ابتدا برای كاستن از حجم نیروهای خودی در غرب، اقدام به تك وسیعی در خرمشهر نمود وسپس با هجوم و آتش سنگین در منطقه سرپل و صالح آباد، این مناطق را تصرف كرده و راه ورود منافقین به داخل را هموار ساخت، عراق هم چنین، پس از ورود منافقین به داخل، جهت پشتیبانی در چندین نوبت، اقدام به بمباران هوایی خطوط و نیروهای ایرانی كرد و هلیكوپترهای نیروبر عراق نیز، مرتبا به پشتیبانی منافقین مشغول بودند. هدف منافقین از حمله در عمق خاك ایران،  با چندین تانك برزیلی دجله) دارای چرخ های لاستیكی و سرعتی معادل 120 كیلومتر در ساعت)، تسخیر چندین شهر و در آخر رسیدن به تهران و بدست گرفتن قدرت بود، بر طبق زمانبندی، نیروها بایستی ساعت 6 بعد از ظهر روز دوشنبه 3 مرداد به كرند و ساعت 8 شب به اسلام آباد و 10 شب به كرمانشاه رسیده و در این شهر، دولت خویش را اعلام نمایند. اگر چه در ساعت های  مقرر به كرند و اسلام آباد رسیدند، اما در مسیر اسلام آباد – كرمانشاه و گردنه حسن آباد، از پیشروی آن ها جلوگیری شد.

در این عملیات (فروغ جاویدان) منافقین با 25 تیپ ( هر تیپ 200 نفر) شركت داشتند و بدین ترتیب مجموعاً بین 4 تا 5 هزار نیروی عملیاتی وارد ایران شدند.  مقارن ساعت 14:30 در تاریخ 3/5/67 منافقین و ارتش عراق عملیات مشترك خود را با هجوم زمینی از طریق سرپل ذهاب  و هلی برد  از جنوب گردنه پاطاق (نزدیكی سرپل ذهاب) آغاز و به طرف شهر كرند غرب پیشروی كردند و حدود ساعت 18:30 اولین تانك های عراقی با آرم منافقین وارد شهر شدند و پس از تصرف شهر به طرف اسلام آباد غرب پیشروی كرده، به محض رسیدن به مدخل شهر، اقدام به قطع برق و ارتباط مخابراتی و هم چنین تیراندازی و آشفته نمودن اوضاع كردند. تعدادی از نیروهای سپاه و مردم با آنان درگیر شدند كه به علت عدم انسجام نیروها و آمیختگی منافقین با مردم، اوضاع از كنترل نیروهای نظامی خارج، و شهر به تصرف آن ها در آمد. سپس با استفاده از تعداد زیادی تانك دجله و خودرو نیروهای پیاده به طرف كرمانشاه عزیمت كردند كه در منطقه حسن آباد (20 كیلومتری اسلام آباد) به دلیل سازماندهی جدید رزمندگان ایرانی و جمع آوری نیرو، منافقین زمین گیر شدند. نیروهای خودی در فاصله 200 متری آنان در ارتفاعات چهارزبر ضمن تشكیل خط پدافندی با آنان درگیر شده، و بعد از ظهر 4 مرداد با محاصره شهر اسلام آباد، به منظور انسداد عقبه و راه فرار، سه راه اسلام آباد –  كرند را قطع، و آن ها را محاصره كردند. نیروهای اسلام در روز 5 مرداد عملیات مرصاد را به رمزیا علی بن ابی طالب (ع) آغاز نمودند و طی چندین ساعت، صدها تن از منافقین را به هلاكت رسانده، و مابقی را به فرار وا داشتند. در این عملیات، رزمندگان اسلام از قسمت سه راهی اهواز (پشت پمپ بنزین اسلام آباد) دشمن را دور زدند و تلفات زیادی به منافقین وارد كردند. در این عملیات بیش از 2500 تن از منافقین به هلاكت رسیدند و بیش از چهارصد دستگاه خودرو، نفربر و تانك آنان منهدم شد.

نتایج عملیات 

عقب راندن دشمن از خاك ایران اسلامی

به هلاكت رساندن حدود 2000 نفر و به اسارت درآوردن 250 تن از نیروهای دشمن.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مرداد 1389ساعت 0:17  توسط   | 

چرایی ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر

آزادسازی خرمشهر نقطه عطفی در تاریخ جنگ 8 ساله ایران و عراق محسوب می شود. سقوط و آزادسازی این شهر در یک بازه 18 ماهه، تاثیرات خاصی بر روی سازمان رزم، سیاست های نظامی و دفاعی و آینده و ادامه جنگ برای هر دو کشور درگیر جنگ، در پی داشته است. اصلی ترین گفتمانی که در این زمینه ایجاد شده است بحث اتمام جنگ پس از فتح خرمشهر است. مایلم در ابتدا نگاهی کلی به ماکت جنگ داشته باشیم و بعد وارد این بحث شویم که چرا ادامه جنگ ضرورت داشت!

در طول جنگ 8 ساله ایران و عراق، 6 شهر بودند که نقشی تعیین کننده داشتند. که می توان آنها را به دو گروه سه تایی تقسیم کرد. یکی در خاک ایران و دیگری در خاک عراق! بعبارتی دیگر اگر هر کدام از طرفین به این سه شهر به طور همزمان دسترسی می داشت، جنگ به نفع او مغلوبه می شد! و از این روست که در حدود 80 درصد تئوری های جگی دو طرف متخاصم در جنگ، صرف تصرف این شهرها می شود. خرمشهر، آبادان و اهواز در ایران و تنومه، العماره و بصره در عراق؛

آبادان به علت جغرافیای خاص خود و چون توانایی گسترش نیرو در آن وجود نداشت فاقد ارزش تاکتیکی بود اما چون کلید حفظ خرمشهر محسوب می شد، دارای اهمیت استراتژیک بسیار بالایی بود. در طرف مقابل نیز تنومه نسبتا همین ویژگی ها را داشت! تنومه به خودی خود دارای اهمیت چندانی نبود اما کلید ورود به بصره محسوب می شد! بصره مابین منتهی الیه جنوبی حور الحمار و بخش شمال غربی خلیج فارس قرار دارد و بعلت ویژگی خاص جغرافیایی آن منطقه می بایست تنومه را که دقیقا جلوی بصره واقع شده در اختیار می داشتیم تا نیروهای خودی بتوانند با استفاده از وسعت منطقه، قدرت مانور پیدا کنند.

بعلت موقعیت خاص خرمشهر در جلگه خوزستان از طرفی و قرار گرفتن بر سر نقطه اتصال اروند رود و خلیج فارس از طرف دیگر سبب می شد که با فتح آن، عملا امکان تغذیه و ایجاد سپر دفاعی برای مقاومت اهواز از سمت جنوب از بین برود. و ارتش عراق این امکان را پیدا کند تا با دور زدن اهواز از جنوب و اتصال آن به محور شمالی که از ناحیه اندیمشک به سمت اهواز در پیش بود، بتواند اهواز و کل خوزستان را اشغال کند. از طرفی در سمت مقابل، موقعیت ویژه العماره که دروازه ورود به مرکز و جنوب عراق محسوب می شد سبب گردید که ایران در عملیات های مختلفی در خلال سال های مختلف جنگ تحمیلی، سعی کند تا این شهر را تصرف کند. تصرف العماره یعنی دسترسی به اتوبان حیاتی فاو ـ بصره ـ العماره و پس از آن تصرف بصره! و تصرف بصره یعنی زانو زدن عراق! پس سرنوشت واقعی جنگ را دو شهر اهواز و بصره مشخص می کردند. هر کس که اهواز را می خواست باید خرمشهر را می داشت و هر کسی که در اندیشه فتح بصره می بود می بایست العماره را تصرف می کرد. ما هرگز دستمان به آن العماره لعنتی نرسید. نه در والفجر مقدماتی و والفجر یک که با هدف تصرف العماره برگزار شدند ـ و انشاءالله در سالروز این عملیاتها به انها جداگانه پرداخته خواهد شد؛ و نه در عملیات های رمضان، بیت المقدس 2، ثامن الائمه، طریق القدس، فتح المبین، کربلای 5 و کربلای پنج تکمیلی که دسترسی به العماره جزو اهداف جنبی این عملیات ها بودند. اما در سوی دیگر عراق این فرصت را پیدا کرد که یکبار به مدت 18 ماه خرمشهر را اشغال کند و یکبار نیز در روزهای پایانی جنگ سعی کرد که به این شهر دست یابد که البته ناکام ماند. چه اتفاقاتی افتاد که عراق نتوانست پیشروی خود به سمت اهواز را ادامه دهد، خود حدیثی دیگر است که خارج از بحث ماست و در زمانی دیگر به آن پرداخته خواهد شد. اما علت اینکه سیاست ادامه جنگ درست بود را با توجه ویژگی های حساس این سه شهر خودی و سه شهر عراقی خلاصه وار توضیح خواهم داد.

اول اینکه در عملیات « الی بیت المقدس » که منجر به آزادی خرمشهر گردید، بخش آخر عملیات دسترسی به شهر تنومه بود که ناکام ماند. و ما نتوانستیم تهدیدی جدی را برای عراق و بطور خاص برای شهر بصره ایجاد کنیم. دوم اینکه ما حتی پس از کسب پیروزی های چشمگیر در عملیات بیت المقدس هنوز هم داخل خاک خود می جنگیدیم و در بسیاری از مناطق حتی هنوز به سرحد مرزهای بین المللی، پیش از آغاز جنگ نرسیده بودیم! گواه این مسئله دو منطقه شلمچه و طلائیه است که سال ها بعد و در اواخر جنگ آزاد شدند. سوم اینکه پیشنهاد صلح و یا آتش بس هرگز به شکل یک درخواست رسمی از سوی طرف عراقی مطرح نشد و تنها در قالب قطعنامه ای که از سوی شورای امنیت سازمان ملل و با فشار مستقیم آمریکا و بدون به رسمیت شناختن حقوق ایران و معرفی عراق به عنوان متجاوز، تصویب گردیده بود، مستمسک واقع می شد! چهارم اینکه بحث صلح و یا آتش بس دقیقا زمانی مطرح می شد که ایران به یک پیروزی بزرگ و حیاتی دست می یافت. نظیر این درخواست ها پس از عملیات های ثامن الائمه و فتح المبین نیز مطرح شده بود. از این رو به نظر می رسد که این درخواست ها نه به دنبال یافتن یک راه حل منطقی برای حل مناقشه بلکه ایجاد وقفه در روند پیروزهای ایران و فرصت سازی برای عراق بود تا بتواند سازمان رزم خود را بازسازی مجدد نماید. پنجم اینکه اساسا هیچ تضمین واقعی و عینی ای برای اینکه عراق پس از ترک مخاصمه از سوی ایران مجددا به ایران حمله نکند وجود نداشت! ششم اینکه پس از آزادسازی خرمشهر، عراق در مقیاس بسیار بزرگی دست به تجهیز و بازسازی ارتش خود زد. مستقر شدن آواکس های آمریکایی در خاک عربستان و رفع ممنوعیت فروش سلاح به عراق توسط آمریکا، ارسال محموله های سلاح، تانک های T65 و T72 جنگنده های میگ 25 درکنار حضور بیش از 1200 نفر از مستشاران ارتش شوروی سابق در خاک عراق، راه اندازی کارخانه های تولید مواد شیمیایی توسط آلمان ها در خاک عراق، بازسازی نیروگاه هسته ای اُیزاک عراق توسط فرانسوی ها، ارسال کمک های مالی عربستان و کویت، ساخت پناهگاههای ویژه و مقاوم در برابر جنگ های میکروبی در خاک عراق توسط انگلیسی ها، فروش موشک های ضد کرم ابریشم به عراق توسط چین و دهها نکته دیگر همگی نشانگر آماده شدن ارتش عراق برای ادامه جنگ و انجام تهاجمات جدید به خاک ایران بود! هفتم اینکه چون ایران طی چهار عملیات ابتدای جنگ به رهبری بنی صدر بیش از 90 درصد توان زرهی خود را از دست داده بود ناگزیر در طی تمامی سال های جنگ در موقعیت پدافندی قرار داشت و هرگز حتی پس از فتح خرمشهر هم نتوانست به موقعیت آفندی تغییر وضعیت بدهد پس عقلانی نمی بود که در چنین شرایطی که ایران هیچ برگ برنده ای در اختیار نداشت، عرصه را به نفع عراق خالی کند! پس از فتح خرمشهر ما نه تنها به هیچکدام از سه شهر حیاتی عراق که وصفشان در سطور بالا گفته شد نرسیده بودیم بلکه شهرهای تازه آزاد شده خودمان هم در معرض اشغال مجدد وجود داشت! البته دلایل دیگری نیز وجود دارند که جهت جلوگیری از اطاله کلام از ذکر انها خودداری می شود!

نکته ای که نباید از آن غفلت نمود اینست که پس از فتح خرمشهر، سرنوشت جنگ از دست نظامیان خارج شد و در اختیار سیاست مداران قرار گرفت. این سیاستمداران در پی این بودند که پس از فتح خرمشهر یک عملیات بزرگ و پیروز دیگر انجام شود و ایران امتیازات لازم از جمله العماره و یا بصره را بدست آورد و بعد پای میز مذاکره بروند و سرنوشت جنگ را به نفع ایران پایان دهند. آنچه که از چشم این سیاستمداران دور مانده بود این بود که پیروزی های قبلی نه طی یک عملیات، بلکه طی یک سلسله عملیات هایی که از عملیات محرم آغاز شده بود و به عملیات بیت المقدس ختم گردیده بود، بدست آمده بودند. اینان به جای اینکه به نظامیان فرصت طرح ریزی یک رشته عملیات برای رسیدن به پیروزی نهایی را بدهد به اشتباه می خواست با پیروزی در یک عملیات به هدف نهایی دست یابد.

در انتها یاد و خاطره شهیدان داود حق وردیان - علیرضا ناصحی - رضا دانا سه سردار و ۲۶۰ شهید سرفراز گیلانی عملیات بیت المقدس را گرامی میداریم! یاد و نامشان گرامی و  راه شان پررهرو باد!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 3:13  توسط   | 

سال نو بر همگان مبارک!

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

بعد از چند ماه بلاخره همزمان با سال جدید نوشتن برای شهدا را دوباره شروع کردم! با عملیات فتح المبین هم شروع کردم که سال ۶۱ تو همین ایام انجام شده بود! انشاء الله که به برکت خون شهدا امسال سال خوب و خوشی برای همه هموطنان عزیزم باشه و امسال ایران عزیز رو سربلندتر از هر سال دیگری ببنیم! تمامی زیبایی های بهار تقدیم روح بلند شهدای سرفراز ایران اسلامی!

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم فروردین 1389ساعت 1:47  توسط   | 

مروری بر عملیات فتح المبین

عملیات گسترده ای که در تاریخ 2/1/1361 با هدف آزادسازی بخش وسیعی از مناطق اشغالی غرب رودخانه کرخه و نیز خارج کردن شهرهای شوش، اندیمشک و دزفول از تیررس آتش توپخانه دشمن به اجرا در آمد، « فتح المبین » نام داشت.

دراین عملیات 100 گردان از سپاه و 35 گردان از ارتش، در مقابل 170 گردان دشمن، در قالب چهار قرارگاه عملیاتی سازمان دهی شدند.

عملیات در چهار مرحله با رمز مبارک « یا زهرا (س) » به اجرا در آمد. در مراحل اول و دوم، به ترتیب تنگه های عین خوش و رقابیه مسدود شد و در مراحل سوم و چهارم، قوای دشمن به غرب رودخانه دویرج عقب رانده شد. در نتیجه این عملیات 2500 کیلومتر مربع از خاک ایران اسلامی شامل ده ها بخش و روستا،سایت های 4 و 5 رادار و جاده مهم دزفول ـ دهلران آزاد شد و شهرهای دزفول، اندیمشک و شوش و مراکز مهمی همچون پایگاه هوایی دزفول از تیررس آتش توپخانه دشمن خارج گردید.

عراق با شکست در این عملیات، در حدود 4000 نفر کشته و بیش از 15000 نفر اسیر داد. در کنار انهدام 18 هواپیما، 361 نفربر، 300 خودرو، 50 توپ و 30 دستگاه مهندسی ارتش عراق، تعداد 320 تانک و نفربر، 500 خودرو، 165 توپ و 50 دستگاه مهندسی نیز از ارتش عراق به غنیمت گرفته شد. حجم تجهیزات و مهمات به غنیمت گرفته شده در این عملیات به حدی بود که این مهمات و تجهیزات در عملیات بعدی ـ بیت المقدس ـ بر علیه خود عراق به کار گرفته شد.

ارتش عراق به دلیل از دست دادن حجم بالایی از نیروی انسانی و تجهیزات خود در این عملیات دچار آشفتگی در سازمان رزم خود گردید که کمتر از 2 ماه بعد و با موفقیت عملیات بیت المقدس ـ فتح خرمشهر ـ  این آشفتگی به بی تعادلی کامل ارتش عراق تا پایان جنگ منجر شد. از این رو عملیات فتح المبین در کنار اینکه نخستین عملیات گسترده موفقی ست که با مسئولیت سپاه انجام می شود، از آنجا که زمینه ساز فتح خرمشهر می گردد، نیز در تاریخ دفاع مقدس دارای جایگاه ویژه ای می باشد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم فروردین 1389ساعت 1:29  توسط   | 

راز بی نیازی

مناجات شهید حسن رضوانخواه ـ لنگرود

سپاس و ستایش خداوند کریمی را که کرم فرمود در چنین برهه از تاریخ مرا آفرید تا در پستی ها و بلندی های این زمانه به آزمایش و امتحان در محضر مطلق و در محضر کمال در آیم.

سپاس آنرا که به بنده نعمت ارزانی داد و مرا نسبت به شریعت آشنا ساخت و مرا بصیر نمود تا کفر را از حق جدا ساخته و با آن به جدال در افتم . جدالی که فقط رضایت او در اوست جنگی که تنها چیزی در آن معنی نمی دهد مادی و نفسانی است. و مرا نسبت به دنیا بی اعتنا ساخت. دنیائی که همه را می فریبد. دنیائی که به هیچ کس رحم نکرد و نمی کند. دنیائی که دنبال علی (ع) هم بود تا او را هم بفریبد ولی هرگز نتوانست و امام می فرماید دنیا، دنیا برو دیگری را بفریب. من علی (ع) را نمی توانی بفریبی. اگر زنجیر بودی پاره پاره ات می کردم ....  دنیا من تو را سه طلاقه کردم.

                         

              

مناجات شهید سیامک اختر کاویان ـ بندرانزلی

خدایا! تو شاهدی عزیز تر از جانم چیز دیگری ندارم که فدای اسلام کنم، خونم را بپذیر، اکنون می رویم تا خونها بدهیم که بتوانیم حقانیت اسلام را ثابت کنیم.

 

مناجات شهید سید جواد عابدینی ـ صومعه سرا

خدایا! با چه بهائی خریدار جانهای سعادتمندان شده ای که این همه مشتری جان هایشان را بر سر دست نهاده و برای عرضه به پیشگاهت روی آورده اند. خدایا! دوستی با تو چه طعم شیرینی دارد که هر کس آن را چشید دیگر رهایت نمی کند و همه جا بدنبالت کشیده می شود.

خدایا! چه نظر لطف و مرحمتی به این جبهه ها انداخته ای چه جذبه و شوقی در فضای این بیابانهای خشک قرار داده ای که انسان با پای خود و با اراده و میل خود به سوی آتش و خون و مرگ می رود ولی ذره ای ترس در دلش به وجود نمی آید و روحش به سان پرنده ای است که آرزوی گریختن از قفس را دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 9:2  توسط   | 

مصاحبه با خواهر رزمنده زهرا فلاح پور، خواهر گرامی شهیدان حجت و محمود فلاح پور

لطفاً در ابتدا خودتان را برای خوانندگان وبلاگ 8000 شهید معرفی نمایید!

من زهرا جعفری فلاح پور متولد سال 1338 از شهرستان رودسر و کارمند مرکز بهداشت شهرستان رشت می باشم. تا سال دوم دبیرستان را در شهرستان رودسر دنبال نمودم که با پیروزی انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی با حضور در مناطق جنگی در اوقات امتحانات به شهرستان بر می گشتم و در آن ایام توانستم در رشته اقتصاد دیپلم بگیرم.

در چه سالی وارد مناطق جنگی شدید و اصلاً چه طور شد که تصمیم به رفتن در مناطق جنگی را پیدا نمودید؟

همزمان با شروع جنگ تحمیلی برادرانم (شهیدان محمود و حجت) و صادق به همراه تعدادی از دوستانشان به اهواز و از آنجا به خرمشهر رفتند که پس از بازگشت به رودسر از حال و هوای جبهه گفتند و من هم که در طول انقلاب به همراه آنها در فعالیتهای انقلابی حضور داشتم این شور در من به وجود آمد که به همراه تعدادی از دوستانم که بسیجی بودند و با کسب اجازه از خانواده به سمت مناطق بروم. در ابتدا به سپاه شهرستان مراجعه کردیم که در آن روزها اعزام نیرو برادر از سپاه رودسر با دشواری تمام مقدور بود چه برسد به اعزام خواهران که به دلیل عدم موافقت آنها ما هفت نفر خواهر از این موضوع دلسرد نشدیم و با عزمی راسخ و با شناختی که از آیت الله محفوظی داشتیم به قم مراجعه کردیم که پس از دو  سه روز با هماهنگی هایی که ایشان با سپاه قم انجام داد طی نامه ای به سپاه اهواز معرفی شدیم و پس از آن با مخالفتهای شدید مسئولان سپاه اهواز با اصرار فراوان به آبادان رفتیم.

چرا به آبادان و بفرمایید در چه تاریخی به آنجا رسیدید؟

چون آن روزها اوج در گیری و شهادت رزمندگان در آبادان بود آنجا را انتخاب کردیم، ما دقیقاً در تاریخ 12 بهمن ماه سال 59 به آبادان رسیدیم و در بیمارستان آیت الله طالقانی به عنوان امدادگر به کمک رزمندگان شتافتیم و هر کاری در هرجایی از بیمارستان از دستمان بر می آمد انجام می دادیم.

 کارتان سخت بود احساس پشیمانی نمی کردید از این که از شهر و دیارتان دور شده اید و در آن اوضاع و احوال دور از خانواده می بردید؟

کار که سخت بود اما در راه رضای خدا و کمک به اسلام این راه را انتخاب کرده بودیم. این که بگویم اصلاً به فکر خانه و شهر و دیارم نبودم را به گزافه نگفته ام. چون به قدری فعالیت ها زیاد بود که گذر زمان را احساس نمی کردیم. با خانواده هم از طریق نامه و تلفن تا حدودی در ارتباط بودیم و چون برادرانم در آبادان بودند و هر روز به ما سرکشی می کردند احساس غربت نمی کردیم.

آیا اتفاق افتاد که به خط مقدم بروید و از نزدیک با دشمن روبرو شوید؟

بله یکبار برادرم صادق  که فرمانده گردان بود و در آبادان و خرمشهر به سراغمان آمد و من گفتم به شرطی می آیم که اجازه تیراندازی هم به ما بدهید که پس از موافقت به همراه خواهران آقا بزرگی و شریعتی به خط مقدم رفتیم که در حال رفتن به سمت جلو من به اشتباه به طرف خط دشمن رفتم که برادرم  با عصبانیت فریاد زد وگفت: مگر به شما نگفتم هرجا که من می روم بیایید. آن روز ما تیراندازی هم کردیم.

از آن ایام چه خاطره ای به یاد دارید؟

خدا رحمت کند شهید جهان آرا را. با برادرانم که به خرمشهر رفته بودیم از ما استقبال گرمی کرد و گفت: در سپاه خرمشهر بمانید و به ما کمک کنید که ما به دلیل علاقه و کمک به رزمندگان در بیمارستان از این درخواست خود داری کردیم و به آبادان برگشتیم.

تا چه سالی در آبادان ماندید؟

برادرانم حجت و محمود که در تاریخ 16 و 18 اردیبهشت ماه سال 1361 در عملیات  بیت المقدس به شهادت رسیدند من در مناطق به سر می بردم که پس از آن و به دلیل شهادت پسر دایی هایم سید نصراله و سید رضا میر راضی و ناراحتی جسمانی مادرم و تشکیل خانواده به رودسر بازگشتم.

آیا پس از ازدواج به مناطق اعزام شدید؟

از آنجایی که همسرم یک فرد نظامی بود با او به کردستان رفتم و پس از مدتی و با حکم مأموریت ایشان تا قبل از تولد فرزندم در آنجا ماندم و بعد برای همیشه به شهرستان بازگشتم و برادرم صادق و شوهرم تا پایان جنگ در مناطق به سر بردن و هردو با 45 و 25 درصد جانبازی به رسالت خود جامه عمل پوشاندند.

آیا بازهم با خواهران اهوازی و دوستان رودسریتان ارتباط دارید؟

با دوستان اهوازیم نه ولی با خواهران رودسری در مراسمات و برنامه های مذهبی دیدار داریم.

دلتان برای آن ایام تنگ نشده است؟

چرا تنگ نشده! همه آن چیزی را که من در زندگی امروزم در حال دنبال کردن هستم از آن روزهای سخت اما دوست داشتنی یاد گرفتم. من با دیدن تصاویر و فیلم های جنگی به یاد بیمارستان آیت الله طالقانی و آبادان و خرمشهر و روزهای خوب و به یاد ماندنی  می افتم و از آن روزها به نیکی یاد می کنم.

آیا بازهم (خدای ناکرده) اگر در کشورمان جنگی رخ بدهد شما برای دفاع می روید؟

صد در صد. خدا آن روز را نیاورد ولی در هرمنطقه ای از کشورمان جنگ شود نه نتها خودم که دو دخترم و شوهرم را نیز با خود به آنجا می برم.

خواسته و پیام شهدا از نسل جوان و آیندگانی که تاریخ انقلاب را ورق خواهند زد چه بود؟

حرف اول و آخرشان پیروی از ولایت فقیه بود. می گفتند: هر کس در خط ولایت نباشد منحرف می شود و اگر دشمن بخواهد متوجه این انحراف شود قطعاًبر شما غلبه خواهد کرد. آنان اطاعت محض از رهبری و پیروزی انقلاب را از این راه می دانستند و در این راه هم جان دادندتا ما بمانیم.

علاقه شما نسبت به حضرت امام به چه صورتی بود و الان نگاه شما به مقام معظم رهبری چگونه است؟

من به حضرت امام علاقه شدیدی داشتم نه تنها من بلکه همه مردم ایران اینگونه بودند. با یک پیام حضرت امام (ره) به سمت  جبهه ها حرکت می کردند و الان هم من به همان اندازه که به حضرت امام ارادت داشتم و به دستوراتشان توجه می کردم هم اکنون نیز از فرزند خلفش پیروی می کنم و گوش به فرمان ایشانیم!

از وضع کنونی جامعه راضی هستید؟

ببینید، دشمن همیشه و در همه جا با ما هست. حال که سنگرهای جنگ را تمام کردیم و از لحاظ نظامی پیروز هشت سال دفاع مقدس شدیم جنگ را به آن شکل به پایان رساندیم و دشمن را از آن طریق بیرون کرده ایم اما امروز دشمن به گونه ای دیگر وارد کشورمان شده است و در سنگر فرهنگ و ارزشهای دینی و مذهبی ما دارد کار می کند. قطعاً جوان و نوجوان امروز که آن دوران را ندیده تحت تأثیر دشمن و حربه های او قرار می گیرد پس وضع کنونی که هم اکنون همه شاهد آن هستیم برای یاران و دوستداران شهدا خوشایند نیست و باید با عزمی راسخ در نابودی دشمن و حفظ ارزشها و آرمانهای شهدا بکوشیم.

در این راستا شما نقش مسئولین را چگونه ارزیابی می کنید. وقتی می گویم مسئولین نگاه ما فقط به سمت مسئولین سپاه و بسیج و بنیاد شهید نیست کل مسئولین را می گوییم؟

خدا رحمت کند شهید بهشتی را ، همیشه می گفتند: در اداره کشور ما انسانهایی که اهل ایمان هستند اما چندان تخصص در کار ندارند را در ادارات قرار دهید که آنها حداقل با دلسوزی خود بتوانند نظام را حفظ کنند و با داشتن تعهد به دنبال تخصص هم بروند مسئولین ما باید دلسوخته نظام باشند. آنگونه که حرف می زنند عمل کنند طوری نباشد که در خصوص موضوعی زود تصمیم بگیرند و بعد از عاقبت کار پشیمان شوند . در خصوص اهداف شهدا نه تنها خانواده های شهدا و دوستان آنها باید بکوشند بلکه کل مسئولین باید در این راه گام بردارند. شهدا نیازی به ما ندارند این ما هستیم که باید به دنبال اهدافشان باشیم تا به رستگاری برسیم.

در پایان اگر صحبت خاصی دارید بفرمائید؟

من از همین جا از همه دوستداران به شهدا در هر سن و سالی که هستند می خواهم که با خواندن زندگینامه و وصیت نامه و خاطرات شهدا با آنها آشنا شوند. اگر در کوچه ای زندگی می کنند که اسم شهیدی در آن نقش بسته به دنبال شناسایی او بروند و از اخلاق و رفتارشان او الگو بگیرند. شهدا حق بزرگی بر گردن ما دارند نکند که ما در قیامت شرمنده شان بشویم که دیگر راه گریز نداریم. ان شاءالله که در قیامت شهدا شافع همه باشند.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 11:33  توسط   | 

مروری بر عملیّات نامنظم فتح 6

عملیّات نامنظم فتح 6 در ساعات اولیه بامداد تاریخ 27/3/66، به منظور پاسخگویی به شرارتهای رژیم بعثی عراق در بی خانمان کردن مردم کُرد، بمباران شیمیایی منطقه و نیز انهدام مراکز و تأسیسات نظامی دشمن در شمال اربیل آغاز می شود.

رزمندگان تحت امر قرارگاه رمضان، متشکل از تیپ 65 هجرت، تیپ مالک اشتر، گردان مستقل ویژه شهادت، حزب دمکرات کردستان عراق، حزب الله کردستان عراق و حزب الّدعوة عراق، مانند دیگر عملیّات پارتیزانی، با عبور از کوهستانها، دشمن بعثی را مورد هجوم قرار می دهند.

تیپ مالک اشتر، حزب دمکرات کردستان، حزب الله کردستان و حزب الدّعوه در محور عملیّاتی کورت سلیم خان در ساعات اولیّه، ارتفاعات دیل کورت و سیخان را تصرف می کنند. در این تهاجم غافلگیرانه، گردان جاش محمد آقابیک و گردان 38 جیش الشعبی به میزان 80 درصد منهدم می شوند. تعدادی از نیروهای این دو گردان زخمی و کشته می شوند و عدّه ای هم به اسارت قوای اسلام در می آیند. به علاوه مقداری سلاح سبک و نیمه سنگین نیز به غنیمت گرفته می شود.

در محور عملیّاتی مِرگه سور، ارتفاعات مهم قلندر، پل مواصلاتی گردان مزنه و جاده مرگه سور - دیانا توسط حزب دمکرات کردستان و گردان مستقل ویژة شهادت مورد هجوم قرار می گیرند و در همان ساعات اوّلیّه، ارتفاعات مهم قلندر و پل مواصلاتی به تصرف رزمندگان در می آیند.

در ادامة این عملیّات، طی یک کمین و اجرای آتش سنگین، تعداد 16 خودرو دشمن منهدم و عده ای از سرنشینان آنها کشته، زخمی و یا اسیر می شوند.

با هجوم رزمندگان به داخل شهر مِرگه سور و جنگ تن به تن در خیابانها، دشمن بعثی به سمت غرب شهر عقب نشینی می کند، که با تعقیب رزمندگان، تعداد زیادی از آنها به هلاکت می رسند، به طوری که در اکثر خیابانهای شهر اجساد بعثیان به چشم می خورد. همچنین بیش از 100 نفر از آنها به اسارت در می آیند و اماکن نظامی شهر به آتش کشیده می شود. دشمن برای باز پس گیری شهر دو پاتک انجام می دهد که هر بار با تحمل تلفات و خسارات به عقب رانده می شود.

 

نتایج عملیّات

انهدام کلیه پایگاههای مهم در ارتفاعات کورت قلندر و سلیم خان در شمال دیانا.

انهدام مراکز نظامی شهر مِرگه سور .

زیر آتش قرار دادن جادة مِرگه سور ـ دیانا و پل مواصلاتی.

انهدام دو گردان از جیش الشعبی .

انهدام 16 خودرو نظامی .

 

تعداد کشته و زخمی دشمن:

بیش از 800 نفر.

تعداد اسرا:

بیش از 130 نفر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 12:52  توسط   | 

مروری بر عملیات بیت المقدس 6

عملیات بیت المقدس6 در تاریخ 27/2/67 با رمز مبارک «یا امیرالمومنین(ع)» در منطقه عمومی سلیمانیه عراق برای پاسخ به شرارتهای دشمن در خلیج فارس و روستاهای مرزی کشور و با هدف خارج کردن نیروها ی خودی از تیررس دشمن و اشرار بر سّد دوکان به مرحله اجرا گذاشته می شود. رزمندگان نیروی زمینی سپاه پاسداران با حمله به مقر دشمن در عمق خاک عراق، موفق می شوند ارتفاعات اسوس، شیخ محمد و ارتفاعات مهم 2266 و 2100 را آزاد سازند. در این تهاجم، یگانهایی از دشمن از جمله سه تیپ منهدم می شوند و تلفات و خساراتی بر آنها وارد می آید. با فشار قوای اسلام، مواضع رزمندگان از دید و تیررس خارج و سد و شهر دوکان نیز تحت کنترل آنها در می آید. در مرحله اول این عملیات بیش از 1300 تن کشته و زخمی شده و بیش از 320تن اسیر می شوند.

 

مرحله دوم عملیات بیت المقدس 6

 

مرحله دوم این عملیات در تاریخ 28/2/67 در منطقه عمومی ماووت از استان سلیمانیه آغاز می شود و رزمندگان نیروی زمینی سپاه در حالی که دشمن از تحرکات آنها آگاه است، مواضع آنها را مورد هجوم قرار می دهند و تعداد دیگری را کشته و زخمی و عده را از جمله سرهنگ دوم صلاح احمد حسن، فرمانده گردان دوم از تیپ 448 و چند افسر بلند پایه را به اسارت در می آورند.

با انجام این مرحله، اهداف عملیات به طور کامل حاصل می شود  وتلاش دشمن برای بازپس گیری مواضع از دست داده بی نتیجه می ماند. دشمن در اوج استیصال به سلاح شیمیایی متوسل می شود که با عکس العمل پدافند شیمیایی خنثی می شود و رزمندگان اسلام به تثبیت مواضع جدید می پردازند.

 

نتایج عملیات

یگانهای منهدم شده دشمن:

30 تا 70 در صد از تیپهای 448 و 606 از لشکر 4 پیاده

تیپ 76 از لشکر 4 پیاده

 

تعداد کشته و زخمی دشمن:

بیش از 2000 نفر

 

تعداد اسرا:

400 نفر

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 11:2  توسط   | 

آخرین خبر

ضمن تبریک عید نوروز به اطلاع کاربران محترم وبلاگ 8000 شهید می رساند که بزودی این وبلاگ با مطالبی جدید و ناب از دفاع مقدس در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت. وبلاگ 8000 شهید بر خود فرض می داند که بابت خلا پیش آمده در امر بروزرسانی وبلاگ از کابران و مراجعه کنندگان محترم پوزش بطلبد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 1:22  توسط   | 

تاریخ جنگ ـ عملیات نامنظم فتح 5

این عملیات در تاریخ 25/1/66 با رمز مبارک »یا صاحب الزمان (عج» در منطقه چوراته و ماووت در استان سلیمانیه عراق با هدف انهدام مراکز نظامی دشمن آغاز می شود.

رزمندگان تحت فرماندهی قرارگاه رمضان ، متشکل از سپاه پاسداران و معارضین کرد عراقی ، این بار نیز با عبور از کوهستانهای صعب العبور ، خود را به اهداف از پیش تعیین شده می رسانند و بعثیان را مورد تهاجم می دهند. در این عملیات چندین ارتفاع حساس منطقه آزاد و پایگاههای زیاد از دشمن نابود می شوند.همچنین لشگر 39 عراق منهدم و با در هم کوبیده شدن مقاومتهای  دشمن ، تنگه مهم ازمر واقع در ارتفاع ازمر  که مشرف بر شهر سلیمانیه است ، به مدت 24 ساعت مسدود و موجب وحشت دشمن می شود.وحشت و نگرانی نظامیان عراق ، زمانی اوج می گیرد که جاده های دوکان – سلیمانیه و چوراته – سلیمانیه به کنترل کامل رزمندگان اسلام در می آید. با اجرای آتش رزمندگان اسلام روی شهر سلیمانیه ، دکل تلویزیون این شهر که با پخش اخبار دروغ بازوی تبلیغاتی رژیم بعث محسوب می شد ، منهدم می شود و در پایان تعداد 70 پایگاه ، که مسئولیت حفاظت از منطقه را داشتند ، تصرف می شوند.

نتایج عملیات

مناطق آزاد شده :

 ارتفاعات 1726 ، 1552 ، 143 ، 1179 ، 1418 ، 1248 از سلسله ارتفاعات گرماوند

 بخشهای قره داغ و سنگاو عراق

 25 روستا.

 غنایم :

 چندین قبضه توپ.

 انواع خمپاره انداز.

 تعدادی سلاح مختلف سبک و نیمه سنگین.

 تعداد کشته و زخمی دشمن :

 بیش از 1200 نفر.

  تعداد اسرا :

 حدود 300 نفر.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 10:53  توسط   |